همهی ما مقصريم
گر حكم شود كه مست گيرند در شهر، هر آنكه هست گيرند
اتفاق هاي اين روزهاي آذربايجان و ناراحتي به حق هموطنان ترك زبان ما گرچه در بعضي موارد به جريان ها و اتفاق هايي منجر شد كه هيچ ايراني اصيلي نميتواند خوشحال بشود ولي فرصت مناسبي بود تا اين حقيقت را به ياد بياوريم كه ساختار فرهنگي و زير بناهاي فكري جامعه ايراني به شدت شكننده و بيمار است.
مطمئن هستم هموطنان ترك ما هم مشكل شخصي با مانا نيستاني يا مهرداد قاسمفر ندارند.
بخصوص كه هر دوي اين عزيزان از باهوش ترين و خلاق ترين افراد در حوزه مطبوعاتي خود هستند. اما خنده دار ترين نوع برخورد را كساني انجام دادند كه بانيان شكل گيري چنين تفكري بوده و هستند.
آيا كساني كه براي فرو نشاندن خشم به حق هموطنان ترك زبان ما كاريكاتوريست و سردبير ايران جمعه را زنداني كردند از خود پرسيده اند كه دليل اتفاق هايي از اين دست و تفكر به تمسخر گرفتن قوميت ها و فرهنگ ها چيست؟
آيا اين اولين بار بوده كه ترك ها و ديگر قوميت ها بهانهي خنده ي ديگران قرار گرفته اند؟
آيا صدا و سيما در سالهاي گذشته در برنامه هاي طنز خود و سريال هايش زبان و لهجه اين عزيزان را به مسخره نگرفته است؟
آيا قاضي و دادستان و كساني كه براي تبرئه خويش از بستر فرهنگي اي كه در ساختنش دخيل بوده اند دستور زنداني كردن دو تن از دوستان مطبوعاتي ما را داده اند خودشان هرگز انواع و اقسام جك ها و لطيفه هاي مسخره اي كه در مورد هموطنان ترك ما يا ديگر قوميت ها شنيده اند را براي ديگران تعريف نكرده اند؟
اصلا دليل شكل گيري فرهنگ زشت تمسخر قوم ها و مليت ها در چيست؟
نيستاني و قاسم فر از مريخ به اين ديار نيامده اند. مثل من و شما ايراني هستند و مثل ما در دل همين جامعه بزرگ شده و پرورش يافته اند.
آنها اگر بهتر از ما نباشند و بيگناه تر، گناه كارترهم نيستند. همهي ما در اين اتفاق متهم و گناه كاريم چون همه ي ما در مواقعي براي تفريح و خنده، ديگران را دست انداخته ايم و با تمسخر فرهنگ و لهجه و هويت تاريخي يك قوم و طايفه ندانسته بذر اين اتفاق شوم را كاشته ايم.
رسانه هاي جمعي در سالهاي گذشته بارها و بارها با عملكرد خود به كدورت هاي بين اقوام دامن زده اند و قبول كنيم دليل تمام اتفاق هاي اخير سرريز شدن تحمل ملتي ست كه سالهاست در دل ايران زمين و با وجود پرورش مردان و زناني بزرگ كه باعث افتخار هر ايراني هستند مدام توسط هموطنان خود تحقير شده و سكوت كرده اند.
من ترك نيستم اما دوستان آذري و ترك زباني دارم كه به دوستي با اينان افتخار كرده ام و مطمئنم آذربايجاني ها و ترك زبانان ايراني مثل ديگر اقوام ايراني تنها خواستار كرامت و احترامي هستند كه هر انسان آزاد و شريف حق برخوردار شدن از آن را دارد.
مقصر اصلي كساني هستند كه ساختارهاي فرهنگي جامعه را شكل ميدهند. اگر معلمان و استادان و مراكز آموزشي ما درست حركت بكنند و رسانه هاي جمعي با هوشياري مانع توهين به فرهنگ اقوام مختلف ايراني بشوند ما هرگز شاهد چنين اشتباهاتي نخواهيم بود. اما متاسفانه سالهاست در مدارس ما دانش آموزان شهرستاني به دليل مواجه نشدن با همين مسائل از بيان هويت تاريخي و قوميت اجدادي خويش شرم كردهاند. و متاسفانه هيچوقت مسئولين آموزشي در طول دو دهه ي اخير مورد مواخذه قرار نگرفته اند كه چرا جلوي اين جبهه گيري ها را نميگيرند؟ نيستاني ها و قاسم فرها مثل همه ي ما در دل همين بستر آموزشي بزرگ شده و به جامعه مطبوعاتي راه يافتهاند.
اميدوارم حالا كه به هر عنوان اين اعتراض ها و كدورت ها به چشم آمده و زخم كهنه ي هموطنان ترك ما سر باز كرده به جاي كينه و نفرت فرصتي فراهم سود براي رفع كدورت ها و ساختن نگرشي اجتماعي كه در آن هيچكس به دليل داشتن لهجه يا قوميت خاص مورد تمسخر قرار نگيرد.
اميدوارم